View Single Post
Old 10-20-2007, 10:32 PM   #1 (permalink)
derberts
Junior Member
 
derberts's Avatar
 
Join Date: Oct 2007
Posts: 4
derberts is an unknown character at this point derberts is an unknown character at this point
Default Translations from Farsi to English

دستم را میگذارم روی سینه ام! یک نفس عمیق میکشم به عمق همه این روزها...لبخند میزنم که بغضت نشکند ... بند بادبادک دلم از دستم رها شده....جایی دور ...جایی که میان وهم کودکانه ...که گاها فکر میکنم شاید همه این ها خواب بوده شاید...چشمهایم را میبندم و در پس مانده های رویا جستجویت میکنم که نشسته ای با همان چشمهای دلواپس همیشگی ...با همان لبخندهای آرام ...بغض گلویت را فشار میدهد تو که همه قلب منی..کسی اما میداند میان این همه خیال بچه گانه و درد غریب اعتراف های من گم شده است. آخرش چه مانده است جز خاکستر؟!بغضت رنج بزرگی ست روی شانه های من...این شانه ها دیگر تاب ندارند عزیز دل...من کار دیگری یاد نگرفته ام این همه سال جز همین...که بنویسم و تمام نشود...بگویم و تمام نشود...بخوانمت و تمام نشوی و گریه کنم...گریه کنیم و تمام نشویم!

ميتونم يه چيزي بهت بگم؟ مطمين باش که از ته قلبم ميگم... هميشه از خدا ميخواستم که تو زندگيم يه همراه خوب بهم بده.. . همراهي که هميشه کنارم باشه و بتونم باهاش ارتباط برقرار کنم... خدا يکيشو به من داد.... مال من نوکياست... مال تو چيه؟
(Offline)   Reply With Quote